شهرداری رشت
مفاخر

مفاخر

آیت‌الله مرحوم حاج شیخ صادق احسان‌ بخش

عضو تالار مشاهیر گیلانیان : حضرت آیت‌الله مرحوم شیخ صادق احسان‌بخش در سال 1309 برابر با 1349 هـ .ق در یکی از روستاهای توابع رشت، دیده به جهان گشود. پدرش، حاج غلامرضا به کشاورزی، دامداری و ماهی‌فروشی اشتغال داشت. مادرش سیده زینب نیز خانه‌دار بود. صادق، قرآن، ادبیات فارسی و دروس ابتدایی را در مکتب‌خانه زادگاهش فرا گرفت. سپس در سال 1323 هـ .ش، در 14 سالگی با تشویق پدر، وارد حوزه علمیه رشت شد. وی در مدت 3 سال، ادبیات عرب، منطق و فقه را نزد استادانی مانند: شیخ علی علم‌الهدی، شیخ کاظم صادقی، شیخ ابوطالب مدرسی و سید محمدحسن بحرالعلوم فرا گرفت.آیت‌الله احسان‌بخش در سال 1327 هـ .ش، برای تکمیل تحصیلات به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد.

وی در قم، دروس سطح را در محضر حضرات آیات: شهید محمد صدوقی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، حسین نوری همدانی و سید محمدحسین طباطبایی آموخت. سپس از سال 1331 هـ .ش به بعد در درس خارج فقه و اصول آیت‌الله سید حسین بروجردی و درس خارج اصول امام خمینی شرکت کرد. همچنین از درس خارج آیات عظام: سید محمدرضا گلپایگانی، سید کاظم شریعتمداری و سید مرتضی لنگرودی بهره‌ها برد.

وی به تحصیلات دانشگاهی نیز علاقه‌مند بود. ازاین‌رو، در سال 1332 هـ .ش هم‌زمان با تحصیل در حوزه علمیه قم، در رشته الهیئت در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در سال 1335 هـ .ش با درجه کارشناسی، فارغ التحصیل شد. موضوع رساله دانشگاهی ایشان «علل پیدایش خوارج» بود که بعدها به صورت کتاب و در سه جلد منتشر شد.آیت‌الله احسان‌بخش در سال 1340 هـ .ش، به دعوت یکی از دوستانش، راهی رشت شد و در آنجا، دبستان و دبیرستان «دین و دانش» را بنیان نهاد و آن را به پایگاهی برای پرورش و ارشاد کودکان و جوانان تبدیل کرد. همچنین در مسجد «چین چیان» به اقامه نماز جماعت و سخنرانی پرداخت.آیت‌الله احسان‌بخش، از سال 1340 هـ .ش به عنوان نماینده امام خمینی، به ترویج اندیشه‌های ایشان در گیلان پرداخت. بنابراین، ساواک چندین بار او را احضار نمود و برای دو سال، ممنوع المنبر کرد. وی در طول سال‌های 56 و 57، رهبری مردم گیلان در مبارزه بر ضد رژیم پهلوی را عهده‌دار بود.

او در شمار کسانی است که در سال 57، نامه خلع شاه از سلطنت را امضا کرد.آیت‌الله احسان‌بخش پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت کمیته‌های انقلاب اسلامی را در استان گیلان عهده‌دار شد و به سامان‌دهی اداره‌ها و نهادهای تازه تأسیس در منطقه پرداخت. وی در سال 1359 هـ .ش، از سوی امام خمینی به سمت امام جمعه شهر رشت منصوب شد. با آغاز جنگ تحمیلی، در سازمان‌دهی نیروها و کمک‌های مردمی برای اعزام به جبهه‌های جنگ، نقش فعال داشت. خود نیز بارها در خطوط مقدم جبهه‌ها حضور یافت. آیت‌الله احسان‌بخش در نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری نیز از طرف مردم به عنوان نماینده مردم گیلان برگزیده شد.در 26 فروردین سال 61، آیت‌الله احسان‌بخش، به دلیل روشن‌گری‌هایش در بین مردم منطقه و مبارزه با تبلیغ‌های منفی منافقان، توسط گروهک‌ منافقین ترور شد. در این حادثه، وی از ناحیه پا، به شدت آسیب دید، در حدی که تا آخر عمر نتوانست بدون عصا حرکت کند.

آیت‌الله احسان‌بخش پس از یک عمر تلاش علمی و فرهنگی و تحمل نزدیک به 20 سال رنج جراحتی که در ترور ناکام منافقان به ایشان وارد شده بود، سرانجام در 14 خرداد 1380 هـ .ش برابر با 11 ربیع الاول 1422 هـ .ق در 71 سالگی در بیمارستان ساسان تهران رحلت نمود. پیکر وی پس از تشییع، در محوطه مصلای امام خمینی(ره) شهرستان رشت به خاک سپرده شد.

تحصیلات

تحصیلات دانشگاهی: کارشناسی، الهیات، 1335 هـ. ش، دانشگاه تهران. * تحصیلات حوزوی: * مقدمات: شیخ علی رجوی، امثله و صرف میر، 1323 هـ. ش، رشت؛ شیخ ابوطالب مدرسی، عوامل فی النحو، رشت؛ النموذج، شیخ ابوطالب مدرسی، رشت؛ صمدیه، شیخ ابوطالب مدرسی، رشت؛ شرح رضی وجای، شیخ کاظم صادقی، رشت؛ سیوطی، شیخ علی علم الهدی، رشت؛ شرح شمسیه و حاشیه، شیخ علی علم الهدی، رشت؛ مطول، شیخ علی علم الهدی، رشت؛ معالم الاصول، شیخ حسین اوحدی همدانی، رشت؛ شرایع الاسلام، سید محمد حسن بحر العلوم، رشت. * سطح: شهید صدوقی، لمعه (ج 1)، 1327 هـ. ش، قم؛ آیت الله حسین علی منتظری، لمعه (ج 2)، 1327 هـ. ش، قم؛ آیت الله محمد لاکانی، قوانین الاصول، قم؛ آیت الله حسین نوری همدانی، قوانین الاصول، قم؛ آیت الله اسد الله اصفهانی، قوانین الاصول، قم؛ آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی، مکاسب، قم؛ آیت الله سید محمد باقر سلطانی طباطبایی، کفایه (ج1)، قم؛ آیت الله مجاهدی تبریزی، کفایه (ج 2)، قم؛ آیت الله عبدالحسین فقیهی، کفایه (ج 2)، قم؛ علامه سید محمد حسین طباطبایی، کفایه (ج 2)، قم؛ آیت الله علی مشکینی، رسایل، قم؛ آیت الله بتولی، رسایل، قم آیت الله مهدی مازندرانی، رسایل، قم؛ آیت الله محمد لاکانی، رسایل، قم. * خارج فقه و اصول: آیت الله العظمی سید محمد حسین بروجردی، فقه، قم؛ آیت الله العظمی سید محمد حسین بروجردی، اصول، قم؛ آیت الله العظمی سید روح الله خمینی، اصول، قم؛ آیت الله العظمی محمد گلپایگانی، فقه، قم؛ آیت الله العظمی سید کاظم شریعتمداری، فقه، قم؛ آیت الله مرتضی مرتضوی لنگرودی، اصول، قم. * تفسیر: علامه سید محمد حسین طباطبایی، قم. * فلسفه: علامه سید محمد حسین طباطبایی، قم؛ آیت اللّه صدر، منظومه سبزواری، قم. * کلام: علامه سید محمد حسین طباطبایی، شرح تجرید، قم. * درایه: آیت اللّه حجت کوه کمری، قم.

تدریس

ادبیات عرب، 1323 ـ 1326 هـ .ش، رشت؛ منطق، 1323 ـ 1326 هـ .ش، رشت؛ دبیات، مغنی اللبیب، 1326 ـ 1340 هـ .ش، قم؛ فصاحت و بلاغت، مطول، 1326 ـ 1340 هـ .ش، قم؛ ادبیات عرب، مغنی، 1340 هـ .ش به بعد، رشت؛ فصاحت و بلاغت، 1340 هـ .ش به بعد، رشت؛ فقه، شرح لمعه، 1326 ـ 1340 هـ .ش، قم؛ فقه، شرح لمعه، 1340 هـ .ش به بعد، رشت؛ تفسیر قرآن کریم، 1340 هـ .ش به بعد، رشت.
استادان

شاگردان

نگاشته ها

* کتاب: 1 ـ آثار الصادقین، 32 ج؛ (این کتاب با داشتن 46500 حدیث به همراه ترجمه، معجمی از روایات صادره از امام باقر (ع) و امام صادق(ع) است.)؛ 2ـ خوارج و علل پیدایش آن، 3 ج؛ 3 ـ نقش دین در خانواده، اعتقادی، فارسی، 2 ج؛ 4 ـ تفسیر سوره قیامت، قیامت از نظر قرآن و حدیث، فارسی؛ 5ـ سی گفتار درباره ماه مبارک رمضان، معارف، فارسی، 2 ج؛ 6 ـ تفسیر سوره احزاب، فارسی؛ 7 ـ تفسیر سوره نحل، فارسی؛ 8 ـ تفسیر سوره اسراء، فارسی؛ 9 ـ شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری از گیلان، فارسی؛ 10 ـ فرزانگان گیلان از تاریخ های گذشته، تاریخ، فارسی؛ 11 ـ خاطرات من، تاریخ، فارسی؛ 12 ـ مستدرک آثار الصادقین، 3 ج؛ 13 ـ تفسیر سوره بنی اسرائیل، فارسی؛ 14 ـ تفسیر سوره کهف؛ 15 ـ تفسیر سوره فرقان؛ 16 ـ تفسیر سوره مریم؛ 17 ـ تفسیر سوره شعراء؛ 18 ـ تفسیر سوره نمل؛ 19 ـ تفسیر سوره قصص، فارسی؛ 20 ـ تفسیر سوره عنکبوت؛ 21 ـ تفسیر سوره یس؛ 22 ـ تفسیر سوره مرسلات؛ 23 ـ گورباچف در سنگلاخ، فارسی.
دیدگاه ها

فعالیت ها

1 ـ شرکت در راهپیمایی بر ضد رژیم شاه در زمان نخست وزیری دکتر مصدق؛ 2 ـ شرکت در جلسه های شهید نواب صفوی، قم؛ 3 ـ سخنرانی و تبلیغ، روستاهای اطراف رشت، از 1329 هـ. ش؛ 4 ـ تأسیس و مدیریت مدرسه ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان «دین و دانش»، رشت، 1340 ـ 1357 هـ. ش؛ 5 ـ امام جماعت، مسجد چینی چیان، رشت؛ 6 ـ سخنرانی مذهبی در ماه های رمضان و محرم، مسجد چینی چیان، 1340 هـ .ش؛ 7 ـ سخنرانی های شدید اللحن بر ضد رژیم شاه، رشت، 1341 ـ 1343 هـ. ش؛ 8 ـ چاپ و تکثیر اعلامیه های حضرت امام خمینی، رشت؛ 9 ـ ممنوع المنبر شدن از سوی ساواک پس از حوادث خرداد سال 1342 ش، 2 سال 10 ـ امضای اعلامیه «خلع شاه از سلطنت»، آبان 1357 هـ. ش؛ 11 ـ دستگیری به وسیله ساواک و حبس انفرادی، 1357 هـ. ش؛ 12 ـ تحصن به همراه علمای دیگر، مسجد دانشگاه تهران، 1357 هـ. ش؛ 13 ـ استقبال از حضرت امام خمینی به همراه روحانیون رشت، فرودگاه مهرآباد تهران، 12 بهمن 1357 هـ. ش؛ 14 ـ سامان بخشیدن به اوضاع استان گیلان، پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛ 15 ـ ساخت 15 مدرسه دولتی، استان گیلان؛ 16 ـ ساخت صدها مسجد، روستاهای گیلان؛ 17 ـ سرپرستی کتابخانه ملی ایران، شعبه رشت؛ 18 ـ تأسیس دو مدرسه دینی برای طلاب، استان گیلان؛ 19 ـ ساخت مصلای بزرگ رشت و ایجاد موقوفات فراوان برای آن؛ 20 ـ ساخت پرورش گاه برای دختران یتیم، رشت؛ 21 ـ کمک در گردآوری هدایای مردمی و ارسال آن به جبهه های جنگ تحمیلی؛ 22 ـ حضور مکرّر در جبهه های جنگ تحمیلی.

سمت ها

1 ـ ریاست حوزه علمیه ی رشت؛ 2 ـ سرپرستی کمیته های انقلاب، استان گیلان و شهرستان رشت، 1357؛ 3 ـ نمایندگی مردم استان گیلان در دوره اول مجلس خبرگان رهبری؛ 4 ـ نمایندگی حضرت امام خمینی در استان گیلان؛ 5 ـ نمایندگی مقام معظم رهبری در استان گیلان؛ 6 ـ امام جمعه ی رشت، 1359 ـ 1380 هـ. ش؛ 7 ـ نمایندگی امام خمینی (ره) برای رسیدگی به سفارت خانه های ایران در پاکستان، هند و بنگلادش

توافقی
مجید سمیعی

ایشان سال 1316 شمسی و در شهر رشت متولد شد. دوره ابتدایی و متوسطه را در شهر رشت به پایان رساند و در سال 1335 شمسی روانه آلمان غربی شد و برای ادامه تحصیلات ساکن آن جا شد.او ابتدا در رشته بیولوژی و پزشکی تحصیلات دانشگاهی خود را شروع کرد سپس، برای اخذ تخصص در رشته جراحی مغز و اعصاب نزد پروفسور کورت شورمن ادامه تحصیل داد تا جایی که در سال 1351 شمسی موفق به اخذ درجه پروفسوری جراحی مغز و اعصاب شد.پروفسور سمیعی اولین جراح مغز و اعصاب در دنیاست که موفق شد در سال 1356 شمسی اولین جراحی میکروسکوپی مغز را انجام دهد و نیز، عمل جراحی قاعده جمجمه را اختراع کند.محصول تلاش های نوشتاری پروفسور سمیعی را می توان در حدود 13 کتاب و بالغ بر 200 مقاله علمی نام برد.ایشان هم اکنون ریاست بیمارستانی را برعهده دارد که مؤسس آن بوده است؛ یعنی، بیمارستان خصوصی علوم عصبی هانوفر در آلمان. درضمن، وی هم چنین، ریاست جامعه جراحان مغز و اعصاب جهان را برعهده دارد.

توافقی
پروفسور فضل الله رضا

پرفسور 10 دی 1293 در شهرستان رشت دیده به جهان گشود از دانشمندهای ایرانی که در دانش بی‌مانند، در ادب سرآمد و در تدین زبانزد همگان بود. نامش فضل‌الله رضا و از استادان برجسته ایرانی به شمار می رود. او کارنامه‌ای بس سترگ از آثار علمی، فرهنگی و ادبی از خود برجای گذاشته است. رضا را به عنوان پدر نظریه اطلاعات که آثارش در این باره، جزو متون دانشگاهی این رشته در سراسر دنیاست، می شناسند.

زندگی و مسیر علمی 

فضل‌الله رضا در خانواده‌ای دانشمند، مذهبی و اهل سیاست در رشت چشم به جهان گشود. از این رو علم‌اندوزی و فرهنگ‌دوستی توأمان با او عجین بود. فضل‌الله رضا تحصیلات خود را در رشت گذراند و همزمان صرف و نحو عربی و بخشی از علوم قدیمی را از استادان وقت فراگرفت و با آثار برجسته فرهنگ ایرانی مانند گلستان و بوستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و… آشنا شد. او لیسانس خود را در 1317 در رشته مهندسی برق از دانشگاه تهران اخذ کرد و هنگامی که آتش جنگ جهانی دوم به اواخر خود نزدیک شده بود، برای تکمیل تحصیلاتش راهی آمریکا شد و در 1324 خورشیدی مدرک فوق لیسانس را از دانشگاه کلمبیا در آمریکا و دکتری خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه مؤسسه تکنولوژی نیویورک دریافت کرد. رضا در طول سال‌های 1329 تا 1334 عضو گروه مهندسی برق دانشکده مهندسی دانشگاه کاتولیک آمریکا و سپس دانشگاه ام‌آی‌تی در بوستون آمریکا بود و در سال‌های 1333 تا 1347 در گروه مهندسی دانشگاه سیراکیوز در ایالت نیویورک عضویت داشت و از 1346 تا 1348 خورشیدی به عنوان رییس دانشگاه تهران و دانشگاه صنعت شریف انجام وظیفه می‌کرد و سال‌های 1348 تا 1353 خورشیدی سفیر ایران در یونسکو و از 1353 تا 1357 خورشیدی سفیر ایران در کانادا بود. در سال‌های 1340 تا 1353 استاد مهمان در دانشگاه‌های مرکزی سوییس، کپنهاگ دانمارک و دانشگاه کلرادو در بولدر آمریکا و پاریس بود و از 1357 خورشیدی تا پایان عمر به عنوان استاد دانشگاه‌های کنکوردیا در مونترئال در کبک کانادا و دانشگاه مک‌گیل مونترئال را برعهده داشت.

تحصیل در رشته مهندسی برق در دانشگاه تهران تا آموزش علوم قدیمه و مطالعه آثار کلاسیک ادب فارسی از جمله فعالیت های علمی وی به شمار می رفت. او در تابستان 1323 خورشیدی 2ماه در کشتی از هند راهی نیویورک شد و فوق لیسانس خود را از دانشگاه کلمبیا در امریکا و دکترایش را در رشته مهندسی برق از دانشگاه پلی‌تکنیک نیویورک دریافت کرد و به تدریس در دانشگاه‌های برجسته آمریکا مانند ام‌آی‌تی و سیراکیوز پرداخت. او پدر نظریه اطلاعات است.

بازگشت به ایران و تدریس در دانشگاه تهران

فضل الله رضا در بازگشت به ایران مورد توجه قرار گرفت و نایب‌التولیه دانشگاه صنعتی آریامهر یا شریف کنونی و رییس دانشگاه تهران شد. ارتقای سطح استادان حوزوی در دانشگاه تهران در دوره او اجرا و انجام شد. پس از آن سفیر ایران در یونسکو می‌شود که این دوره در همکاری ایران با سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد دستاوردهای بزرگی ثبت می‌شود.

پیوند عاطفی و فکری ناگسستنی پروفسور رضا با ایران در کنار علقه ویژه او به شاهنامه فردوسی و اهتمامی که در کنار دیگر استادان برجسته ایرانی به پاسداشت زبان فارسی داشت از مهمترین فعالیت های او به شمار می رود. پیوندش را با زادگاهش رشت حفظ کرد و مدرسه‌ای در این شهر به نام او بنا شد.

حیات علمی و فرهنگی ایشان نیز عینیت توجه یک نخبه علمی ایرانی به گنجینه ادب فارسی است. در 1347 خورشیدی در دوره ریاست بر دانشگاه تهران در سخنرانی خود در جمع استادان گفت: «فرهنگ و ادب فارسی را باید جامه مناسب پوشاند و روانه مراکز معرفت جهان کرد. همچنین در صلاحیت شماست که واردات خوانده و ناخوانده هنر و ادب جهان را که به سرزمین ما هجوم آورده جامه ایرانی بپوشانید و این جامه غرب‌زدگی را که بخشی از مردم ایران آن را پوشیده‌اند به دور بیندازید

مقام علمی رضا با نشان فرهنگی او چنان درآمیخته که او را طی این سال‌ها به سفیر ادبیات و فرهنگ ایران تبدیل کرد، سفیری با بیش از 200 مقاله و حدود 20 عنوان کتاب که از او به ارث مانده است.

نبوغ و استعداد فراوان او در کنار کوشش و تلاش گسترده علمی باعث شد تا سال‌ها در عرصه علم و فناوری جهانی به نقش‌آفرینی بپردازد و از پایه‌گذاران نظریه اطلاعات و مخابرات در جهان شود.

دلبستگی به فرهنگ و تمدن ایرانی

فضل‌الله رضا دلبستگی خاصی به فرهنگ و تمدن ایرانی داشت و به مناسبت‌های گوناگون و در مراسم‌های مختلف در کشور حاضر می‌شد و سخنرانی‌هایی داشت؛ سخنرانی‌هایی که از لابه‌لای آنها دلبستگی‌اش به ایران و ایرانی را نشان می‌داد. او در همین خصوص می‌گوید: «در چنین روزگاری اگر بخواهیم روی کره زمین قومی به نام ایرانی وجود زنده و پایدار داشته باشد، باید فرهنگ سنتی آن قوم را پیوسته پاسداری کنیم. مهم‌ترین عاملی که قوم ایرانی را از دیگر اقوام برجسته می‌سازد، فرهنگ ملّی ایران است. زبان فارسی یعنی همین فارسی آمیخته به عربی که در هزار سال ورزیده و نیرومندتر شده است، در مرکز فرهنگ ملی جای دارد. اگر امروز از یکی از کهکشان‌های دوردست با ما تماس بگیرند و بخواهند که به شتاب یک روز، فقط 2 کتاب نمونه که معرف شخصیت ملی ما باشد، برایشان بفرستیم، بنده گمان دارم که شاهنامه فردوسی و مثنوی جلال‌الدین رومی را می‌توان اختیار کرد. اگر جای چانه باقی بود، بوستان و گلستان را به آن پیوست می‌کنیم.

استاد رضا همچنین معتقد بود: «جوان ایرانی باید واقعیت‌ها را ببیند. جوانان باید با خرد مأنوس شوند. آن‌ها یک عرصه باز دارند و آن اِشراف به معارف ایرانی، اسلامی و جهانی است… جوانان ما باید اعتماد به نفس پیدا کنند و خودباخته نباشند و بدانند که ما وارث یک میراث فرهنگی و علمی بسیار غنی هستیم؛ یعنی بعد از تمدن یونان که چندصد سال بر تمدن ایرانی و بر تمدن اسلامی پیشی داشت در جایگاه رفیعی بوده‌ایم و ما اکنون وارث این تمدن عظیم هستیم. جوان ایرانی تا خودش را نیازمند مادیات غرب ببیند، همیشه بنده خواهد بود باید طوری تربیت پیدا کند که فراتر این خواسته‌ها باشد

وی همچنین 4سال در بخش فیزیک دانشگاه «سوربن» فرانسه تدریس کرد و از او آثار مکتوب بسیاری به‌جای مانده که هر یک در عصر و دوره خود موجی برافروخت و هزاران دانش پژوه را مجذوب و شیفته خود ساخت که از میان آن‌ها می‌توان به «پژوهشی در اندیشه‌های فردوسی» یاد کرد که البته تنها اثر ادبی استاد رضا نیست و کتاب‌های دیگری مثل «حدیث آرزومندی»، «دیده‌ها و اندیشه‌ها» و... هم جزو آثار ارزشمند و تأثیرگذار او در زمینه ادبی است

وی در خصوص راه های توسعه کشور می‌گوید: «ایران از نظر سرمایه فکری و نیروی جوان و بااستعداد بسیار غنی است و فرهنگ کهن ایران به مردم، فکری آزموده و ورزیده داده است، که باید از این فکر استفاده درست شود. ما باید مدیریت، برنامه‌ریزی، وجدان کار، مسؤولیت اجتماعی و بلوغ اجتماعی خود را تقویت کنیم تا به جهان پیشرفته‌تر برسیم.

او تفاوت جوانان شرقی را با جوانان غربی در خیال‌پردازی‌های یک جوان شرقی می‌داند و می‌گوید: «جوان غربی مثل شما خیال‌پرداز نیست. احساساتی و عاطفی نیست. جوان غربی با واقعیت سروکار دارد درحالی‌که جوان شرقی با خیالات دور و دراز خود به سر می‌برد که همین مساله او را از پیشرفت باز داشته است»

فعالیت‌های علمی و تالیفات

فضل‌الله رضا تحقیقات گسترده‌ای در زمینه ارسال حداکثر اطلاعات در کانال‌های مخابراتی نویزدار، نظریه اطلاعات و فرایندهای تصادفی، سیستم‌های خطی آنالیز عمومی، نظریه سیستم‌ها و مدارها، نظریه کنترل سیستم‌های پویا، فضاهای خطی، انتقال و تلفات انرژی در شبکه‌های n دهانه‌ای انجام داده است. او همچنین کتاب‌های تحلیل شبکه‌های برق، تئوری اطلاعات، فضاهای خطی، برگ بی‌برگی، حدیث آرزومندی، مهجوری و مشتاقی، پژوهشی در اندیشه‌های فردوسی، دیده‌ها و اندیشه‌ها، نگاهی به شاهنامه، محمد اقبال و هندسه عملی و علمی را به رشته تحریر درآورد و همچنین رییس افتخاری کنفرانس مهندسی برق ایران، استاد افتخاری دانشگاه تربیت مدرس، رییس انجمن علمی ایرانیان در آمریکای شمالی، رییس گسترش زبان و ادب فارسی و مشاور و همکار فعال مؤسسات علمی و ادبی فراوانی بوده است.

وی، همچنین علاقه و اهتمام جدی به زبان فارسی داشت، چنان که معتقد بود که بنیاد زبان فارسی و گفت‌وشنود و نگارش به آن را باید روزبه روز استوارتر و نیرومندتر کنیم و اعتقاد داشت که در این راه باید از روش‌های علم و ابزار تکنولوژی بیشتر بهره بریم و می‌گفت: «اگر در حدود 15 زبان زنده دنیا را که سابقه ممتاز فرهنگی دارند برگزینیم، زبان فارسی و زبان عربی در میان آن‌ها خواهد بود.

پروفسور رضا در زمینه مهندسی برق و مجله اطلاعات و مخابرات جزو یکی از دانشمندان برجسته و مفاخر بوده و به طور قطع افزون بر کشور، دانشگاه شریف و تهران نیز با توجه به اینکه او در مسند ریاست این 2 دانشگاه بوده به خود می‌بالند. او در تمام آثار و گفتار و کردارش به شناخت مبانی فلسفه، علو عرفانی، علم ایرانی و هنر انسانی توجه داشت و به مسؤولیت اجتماعی هر یک از این شاخه‌های معارف بشری توجه دارد و بر آن تأکید می‌کرد. رضا متذکر می‌شود که در عصر ما هنوز جهانگیران و سودجویان در کار تجزبه و تقسیم و جدول‌بندی سطح این کره خاکی‌اند. «کیلومتر فلان متعلق به فلان کس یا فلان دولت است و دست یازیدن به فلان فاصله از کنار فلان دریا موجب برخورد اقوام و دولت‌هاست.

نامبرده وی در 29 آبان سال 1389 در اتاوا کانادا دیده برجهان فروبست.

توافقی
آرسن میناسیان

آرسن ميناسيان در سال 1285 خورشيدی درخانواده ای مسيحی در شهر رشت بدنيا آمد. آرسن میناسیان تحصیلاتش را در «مدرسه ارمنی‌های انوشیروان رشت» شروع، و در همان مدرسه به پایان رساند. چهارده سالش بود به عضويت انجمن اخوت در آمد، انجمن اخوت بعد از مشروطه افتتاح شده بود و در آن گروهی از انسان های باسواد و آزادی خواه به فعاليت در حوزه های اجتماعی و فرهنگی می پرداختند. آرسن در دوران تحصیل علاقه‌ای شدید به شیمی پیدا کرد و در همین راستا بعد از اخذ دیپلم به قزوین رفت و در داروخانه‌ای مشغول به کار شد. آرسن عاشق «مارو» دختر داروخانه دار شد، با او ازدواج کرد. بعد از چند سال دوباره به رشت بازگشت و به ساختن دارو در این شهر مشغول شد. آرسن نخستین داروخانه شبانه‌روزی ایران را افتتاح کرد هدفش از افتتاح داروخانه کارون این بود که دست واسطه را کوتاه کند و می‌خواست داروها را به همان قیمت که برایش تمام می‌شد بدست مردم برساند. با شروع جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین، بیکاری و گرانی گریبان مردم را گرفته بود و این امر سبب شده بود تا بسیاری از بیماران توان خرید دارو را از دست بدهند ولی آرسن دارو را مجانی در اختیارشان می‌گذاشت. آرسن مردی بود نیکوکار، پاک و امین مردم. هر که در رشت سراغ یک مسلمان واقعی را می‌گرفت به او آدرس موسیو را می‌دادند. غروب 14 فروردین سال 1356 که مانند روزهای دیگر در آسایشگاه مشغول به کار بود، پرستاران متوجه وضعیت غیرعادی آرسن شدند، او به سختی نفس می‌کشید، چهره‌اش کبود شده بود، دکتری که در بخش بود را فرا خواندند. پزشکی که در اتاق بود کاری از دستش بر نیامد. ساعت 10 شب بود که آرسن درگذشت.

توافقی
محمود بهزاد

در زیست شناسی نوین ایران در سال 1292 شمسی در رشت متولد شد. پدر او مشهدی علی فرنگی ساز، جواهرسازی بود که به سبک فرنگی طلا و جواهرات می ساخت.دکتر بهزاد تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس شهر رشت به پایان رساند و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. او در سال 1314 شمسی با راه یابی به دانش سرای عالی به تحصیل در رشته علوم طبیعی و تربیتی پرداخت و مدرک خود را از این مرکز علمی اخذ کرد.دکتر محمود بهزاد تألیفات و ترجمه های فراوانی دارد که به عنوان نمونه می توان به: تألیف کتاب: بدن من، تألیف کتاب: نکاتی چند درباره روانشناسی فیزیولوژیک، داروینیسم و تکامل، تألیف کتاب: داروین چه می گوید؟ ترجمه کتاب: راز وراثت تألیف ژان روستان و… اشاره کرد.او در سال 1328 شمسی مدرک دکترای داروسازی را اخذ کرد و با پیشینه تدریس 60 ساله موفق به اخذ عنوان پدر زیست شناسی نوین ایران شد.سرانجام، دکتر بهزاد در سن 94 سالگی و در سال 1386 شمسی، عصر پنج شنبه، هشتم شهریورماه درگذشت. 

توافقی
محمد معین

ایشان در تاریخ 9 اردیبهشت سال 1297 هجری شمسی در شهر رشت به دنیا آمد و در شش سالگی پدر و مادر او فوت کردند. پدر و پدر بزرگ او روحانی بودند و او بعد از مرگ پدر با پدر بزرگش شیخ محمدتقی معین العلما زندگی می کرد.وی شش سال ابتدایی را در دو سال و در رشت سپری کرد. هم چنین، سال اول متوسطه را نیز، در رشت گذراند و سال دوم و سوم متوسطه را در تهران به پایان رساند. سپس، رشته ادبیات و فلسفه علوم تربیتی را در دانش سرای عالی در سال 1310 شمسی برگزید و سه سال بعد یعنی، 1313 شمسی از پایان نامه کارشناسی خود دفاع کرد و پس از گذراندن یک دوره در دانشکده افسری جهت سربازی، برای اخذ مدرک دکتری در دانشگاه تهران و در رشته ادبیات فارسی مشغول شد و در 17 شهریور 1321 شمسی از پایان نامه دکتری خود نیز، دفاع کرد.دکتر معین در سال 1321 شمسی ازدواج کرد و دارای 4 فرزند شد. در سال 1325 شمسی مجلس شورای ملی تصمیم به چاپ فرهنگ لغت دهخدا گرفت و او را برای همکاری با علی اکبر دهخدا انتخاب کردند.دکتر معین تألیفات، تصحیحات و ترجمه های فراوانی دارد که مهم ترین تألیف او را می توان:فرهنگ فارسی معروف به فرهنگ معین دانست که یک دوره کامل فرهنگ واژگان فارسی شامل لغات فارسی، لغات و ترکیبات عربی متداول در فارسی، لغات اروپایی که به مرور زمان در فارسی وارد شده و اعلام اشخاص (افراد بسیار معروف)، اعلام جغرافیایی (مکان های جغرافیایی معروف)، در هفت هزار و نهصد صفحه و شش جلد می باشد.

توافقی
مهدی ویشکایی

ایشان متولد 1299 شمسی در شهر رشت است که با مهاجرت به تهران در نوجوانی و ادامه تحصیل در هنرستان کمال الملک تهران و نیز، با راه یابی به دانشکده هنرهای زیبا، به یک نقاش ماهر تبدیل شد.یکی از عواملی که باعث معروفیت ویشکایی شد، پُرتره های (چهره نگاری های) ویژه او می باشد. بعد از این که، جلیل ضیاء پور (پدر نقاشی مدرن ایران) هنرستان هنرهای زیبای کشور را تأسیس کرد، ویشکایی به عنوان مدیر این مدرسه منصوب شد.در طول زندگی هنری مهدی ویشکایی، نمایشگاه های نقاشی گوناگونی از او در ایران و خارج از ایران برپا شد و توانست علاقه مندان فراوانی را به سمت خود جذب کند.مهدی ویشکایی که از پیشگامان نقاشی ایران و از مشاهیر رشت محسوب می شود، سرانجام در سال 1385 شمسی درگذشت.

توافقی
روح‌الله باقری

روح‌الله باقری (23 بهمن 1369 - رشت) بازیکن فوتبال اهل ایران است.

وی سابقه بازی در تیم‌های نیروی زمینی، پاس همدان، سیاه‌جامگان، شهر خودرو، مس کرمان، خونه به خونه، استقلال، نساجی و سپاهان را دارد.

توافقی
سعید حسنی‌پور

سعید حسنی پور (زاده 5 اسفند 1366) کاراته کار ایرانی است. او در مسابقات قهرمانی آسیا در سال 2013 موفق به کسب مدال طلا شده‌ است.

سعید حسنی‌پور با نام کامل سعید حسنی‌پور صفت ازگمی، متولد شهر رشت، کاراته‌کار کشور ایران می‌باشد. او همراه با برادرش (وحید) کاراته را از سال 1374 در باشگاه الکتریک رشت زیر نظر «حسین نویدی» آغاز کرد. وی که کاراته را با سبک شوتوکان SKI آغاز کرده بود، پنج سال در باشگاه الکتریک فعالیت کرد و سپس برای حضوری فعال در دنیای قهرمانی به باشگاه یادگار امام رفت تا زیر نظر «مسعود رهنما» کار کند. حسنی پور نخستین مدال رسمی بین‌المللی خود را سال 1384 در قبرس کسب کرد و در این پیکارهای بین‌المللی به نشان طلا رسید و در بازی‌های آسیایی 2014 اینچئون کره جنوبی تنها گیلانی صاحب مدال طلا بود.

توافقی
استاد ناصر مسعودی

استاد ناصر مسعودی درششم فروردین سال 1314 در محله صیقلان رشت متولد شد. او کوچکترین فرزند خانواده است. در 3 سالگی پدر خود را از دست داد و همراه خانواده ، سه خواهر و سه برادر خود به گذر سوخته تکیه کوچه مستوفی نقل مکان کردند. در این ایام خواهر بزرگتر با خیاطی مخارج خانه را تهیه می کرد.
صدای گیرا و نغمه خوانی در خانواده ناصر موج می زد به طوری که همگی آنها از صدای خوش و دلنشین بر خوردار بودند ولی مشکلات گذران زندگی مجالی برای شکوفایی به آنها نمی داد پس ناصر هم نمی توانست از محضر و مکتب استادی برخوردار شود و تنها الگوی او در هنر آواز، امکانات متفرقه ای بوده که در اطرافش وجود داشته است.

ناصر مسعودی خود در این باره می گوید : « اگر کار مختصری در شناسایی و معرفی موسیقی گیلان انجام داده ام همه اش با تلاش و کوشش خودم بوده و البته تشویق هنر دوستان و دوستان هنرمند را نباید نادیده گرفت. من ضمن این که از کودکی که با نغمات دلنشین افراد خانواده ام خو گرفته بودم با صداهای خوش و گرم هنرمندان آن روزگار شهر رشت مانند: مرحوم حسین صوتی ، مرشد زورخانه محل ، موذن مسجد ، نوحه خوانان تکایا و گروهی کسبه دوره گرد و جوانان خوش صدای رشت که بیشتر در باغ با صفای محتشم جمع می شدند و نوا سر می دادند آشنا و الهام می گرفتم و بعدها خوانندگانی چون : بیابانی ، یزدان پرست ، منجمی ، تحویلداری، مرتضوی ، قرقانی و عده ای دیگر و صفحات گرامافون هنرمندانی مثل خانم قمرالملوک وزیری (بانوی آواز ایران) ، ظلی ، اقبال ، بدیع زاده ، معلم و استاد من بودند ولی بیش از دوازده سال نداشتم که برای اولین بار، شخصی به نام حافظی که از فرهنگیان رشت بود قطعه ای با ساز وی خواندم که هیچ وقت آن لحظه را فراموش نمی کنم و من بارها با شوهر خواهرم و تار حافظی در منزل خواندم و پایه و مایه هنری من از همین جا شروع شد.»

ناصر مسعودی در سال 1328 بنا به اقتضای وضع خاص خود به تهران آمد و با برادران دیگر در خیابان هفده شهریور فعلی و شهباز آن زمان اقامت گزید ولی جدایی از زادگاهش برای وی بسیار مشکل بود لیکن در تهران به واسطه امکانات مختلف بهتری می توانست تلاش کند در همین اوقات با یکی از همشهری های مقیم تهران که مشغول تحصیل در دبیرستان بود آشنا می شود و توسط وی که در کلاس موسیقی “علی اکبر خان شهنازی” در خیابان ناصرخسرو درس مویسقی می گرفت به کلاس استاد راه یافت، در این کلاس با آقای “بحرینی” معلم ویولون آشنا می شود و صدای وی مورد پسند بحرینی قرار می گیرد و توسط او به استاد شهنازی معرفی می شود و ناصر بسیار نیاموخته ها را در محضر شادروان شهنازی آموخت و عشق و علاقه به موسیقی سبب شد که ناصر گاهی چند روز هفته را در کلاس باشد ولی باز مشکلات زندگی مانع از ادامه این کار وی شد اما بهترین خاطرات ناصر در این کلاس طبق گفته خودش زمانی بوده که با ساز آقای بحرینی و گاهی با تار زنده یاد شهنازی که برای خودشان در کلاس می نواختند ، بود و ناصر بنا به دستور استاد قطعه ای را با عشق فراوان ولی صدایی لرزان می خواند و همیشه مورد لطف و محبت استاد شهنازی قرار می گرفت.

مسعودی در سال 1332 با محمودی خوانساری آشنا شد و این یکی دیگر از خاطرات به یاد ماندنی وی می باشد زیرا دوستی محمودی خوانساری و مسعودی که بعدها دوستان هنرمند دیگری نیز به جمع آنان پیوستند ادامه پیدا می کند ولی دوستی او با مرحوم خوانساری خیلی صمیمی بود چه هر دو جویای نام و مشتاق یادگیری و تشنه آواز بودند. در آن ایام محمودی خوانساری در منزل دائی اش که در میدان بهارستان بود زندگی می کرد. ناصر می گوید : « عصرها از کوچه جنب مسجد سپهسالار پیاده به طرف پشت ورزشگاه شهباز دولاب برای تمرین می رفتیم ، با سادگی و بی توقعی و با کمال خلوص به خواندن می پرداختیم و هر دو نفر آرزوی رسیدن به هدف خود را داشتیم. یادش بخیر ،حبیب وزیری صدایی رسا داشت و تنی چند از هنرمندانی بودند که برای دل خود می خواندند و گاهی دور هم جمع می شدند و حالی می کردند و ردیفها و گوشه های موسیقی سنتی را با هم می خواندند مثل: پرویز توکلی که ذوق ویولون داشت، مسعود برزین که سنتور می نواخت ، این همه وسیله شکوفایی و تشویق من بودند.»

او سپس در سال 1334 به گیلان بازگشت و در رشته تئاتر به فعالیت پرداخت و همزمان با آغاز بکار رادیو گیلان در سال 1336 به رادیو آمد به عنوان یکی از نخستین خوانندگان در این رادیو به اجرای برنامه پرداخت.
در سال 1334 ناصر به زادگاهش رشت رفت و ساکن شد. در همان سال با هنرمندانی کم نظیر چون : شادروان امیر عطایی که صوتی خوش و زخمه ای گوشنواز داشت آشنا شد. مرحوم امیر عطایی از مردم خطه دیلمان بود و تار نیکو می نواخت به ناصر خیلی علاقه داشت و گاهی او را یاری می کرد. غیر از امیر عطایی اشخاص دیگری مثل : کیهان دیوان بیگی، رکن الدین نژند، اسداله سمیعی، “علی اکبرپور”، رضا نیکوروان، غلامرضا امانی، حسین آمنین، تحویلداری، منجمی، منوچهر آمیغ و منوچهر ویسانلو هنرمندان لایقی بودند و هر کدام در کلاس و حال و هوای خود در پیشبرد موسیقی استان گیلان سهمی به سزا دارند و ناصر در مجالست با ایشان بسیار آموخت. درهمین اوان مسعودی به خاطر استعداد و علاقه به بازی گری در تئاتر یزد مرحوم محمد حسن میلانی که از هنرمندان و بانیان تئاتر در گیلان بود معرفی شد و مدت سه سال در کار هنرپیشگی نیز فعالیت کرد و در نمایشنامه های متعدد و گوناگونی مانند: « لیلی و مجنون »، « یوسف و زلیخا»، « فاجعه رمضان » و… شرکت کرد و ضمن این که در رادیو ارتش به طور زنده هفته ای یک ربع ساعت با ارکستر “علی اکبرپور “و همکارانش به اجرای آواز و ترانه می پرداخت کار در تئاتر نیز خیلی مورد علاقه اش بود و ضمن اجرای نقش، آواز هم می خواند ولی متاسفانه به خاطر حساس بودن تارهای صوتی اش نتوانست به کار ادامه دهد چون وقتی نقشهای پیرمرد و .. را به او می دادند مدتی دچار گرفتگی صدا می شد، با مراجعه به پزشک گوش و حلق و بینی در رشت طبیب پس از معاینه به ناصر گفت : « اگر به کار در تئاتر ادامه دهی، دیگر قادر به خواندن نخواهی بود» . ناصر با تمام عشق و علاقه ای که به تئاتر داشت، ولی به خاطر موسیقی ، تئاتر را فدای موسیقی نمود و از تئاتر کناره گرفت . در اینجا بی مناسبت نیست که از شادروان میلانی یادی شود و آن این که وی برای فرهنگ و هنر گیلان زحمت کشید و در این کار بسیار کوشا بود و بسیاری از هنرپیشگان خوب و فعال و با استعداد از دست پروردگان او می باشند .

در سال 1336 که رادیو گیلان افتتاح شد، ناصر مسعودی جزو اولین خوانندگانی بود که در این رادیو برنامه اجرا کرد و تا سال 1338 کنسرت هایی که در مدارس و مراکز فرهنگی و هنری دیگر اجرا کرد با شرکت و همکاری همین هنرمندان تئاتر و رادیو گیلان بود ولی همین ترانه ها را از سال 1340 تا 1357 به شکلی زیباتر در رادیو و تلویزیون خواند که آهنگهای زیبا و محلی آن را اشخاصی نظیر غلامرضا امانی یکی ازهنرمندان خوب رشت ساخت که عبارتند از: « گول گول پیرهن » ، « پاییز گول » ، « گول ریحان » و همچنین کارهای هنرمند باذوق حسین آمنین مثل: « چی ناز کونی » ، « روخانه لب » ، « پاورچین » و نیز رضا نیکوروان با ترانه « گول مار» و « آمده فصل بهار» همه و همه پایه های ترقی و تلاش ناصر بودند که همیشه در هر مجلسی با سپاس از این هنرمندان ارزنده و دیگر دوستانش مثل: کیهان دیوان بیگی یاد می کند. ولی برای علی اکبرپور که در طول چندین سال با ایشان همکاری داسته احترام فوقالعاده ای قائل است و بیش از 40 آهنگ محلی را باید ثمره این همکاری دانست که به یادگار مانده است. ناصر در این باره می گوید: « از نوجوانی تا دوران شکوفایی هنرمند ارزنده علی اکبرپور با او همکاری داشتم، او هنرمندی است شایسته و انسانی است والا و در مورد آهنگهایش معتقدم که همه آنها الهام گرفته از شالیزارها و روستاهای سرسبز گیلان است».

این تلاش ادامه داشت تا سال 1339 که ناصر به خدمت سربازی با سه سال تاخیر می رود و اواسط سال 1339 به تهران اعزام می شود. در دوره تعلیماتی به وسیله یکی از دوستان نزدیک خانوادگی خود که خانم طلعت فیروزان و آقای توفیق رسام بودند و ناصر را که مثل پسر خود دوست داشتند به « استاد احمد عبادی » و « ملوک ضرابی » معرفی می کنند و استاد هم که مثل پدر هنرمندش، شادروان آقا میرزا عبداله پدر موسیقی سنتی ایران ، از هیچ کوششی درباره آموزش به هنردوستان دریغ نداشت او را مانند پدری دلسوز مورد حمایت و تشویق قرار داد و در اسفند ماه 1339 وی را به مرحوم پیرنیا معرفی کرد و ضمن شنیدن صدای ناصر او را مورد تشویق قراد داد و اولین ترانه های محلی او « بنفشه » و« دلواپسی » را با سنتور زنده یاد رضا ورزنده و ضرب شادروان افتتاح در آن روز ضبط و در 13 فروردین 1340 پخش شد و به طور کلی از همین سال فعالیت ناصر به طور دائم شروع و تا سال 57 ادامه داشت . ناصر سالها از محضر استاد عبادی کسب فیض کرد و یادگار همین سالها که بین 1340 تا 1350 می شود، برگ سبزهایی چند و به یاد ماندنی با پنجه سحرآمیز احمد عبادی باقی است که از کارهای خوب و سطح بالای مسعودی به شمار می رود.

ناصر مسعودی در طول 18 سال تلاش در رادیو و تلویزیون با هنرمندان بزرگی مانند: اصغربهاری ( کمانچه )، مهدی خالدی( ویولون)، رضا ورزنده (سنتور)، حبیب اله بدیعی (ویولون)، محمد میر نقیبی (ویولون) ، عباس شاپوری (ویولون)، جلیل شهناز ( تار) ، لطف اله مجد (تار)، فرهنگ شریف ( تار)، فریدون حافظی ( تار)، امیر ناصر افتتاح (تنبک)، عباس زندی (سنتور)، ابراهیم سرخوش (تار)، شاپور حاتمی (تار)، مجید نجاحی (سنتور)، بزرگ لشگری (ویولون)، جواد لشگری ( ویولون)، جهانگیر ملک (تنبک)، محمد موسوی (نی)، سلیم فرزان ( قره نی )، مرتضی حنانه (پیانو)، جواد معروفی ( پیانو)، فریدون ناصری ( پیانو) و فرهاد فخرالدینی (ویولون) همکاری داشته که آهنگ هایی مثل « به یاد آشنا »، « نفرین بر مستی» و « مسافر» او را به یاد خاطرات دوران جوانی می اندازد.

مرتضی خان حنانه آهنگ زیبایی در ارکستر فارابی که آهنگی محلی گیلکی بود به نام « اله تی تی » با صدای ناصر که ترانه لالایی برای دخترش بود خوانده با شعری دلپذیر از « سروش گیلانی» ، کاری زیبا و به یاد ماندنی از خود به جا گذاشتند .

او در سال 1342 با دختری گیلک ازدواج کرد که حاصل آن دو دختر به نامهای “بنفشه” و “بیتا” و یک پسر به نام “علی” است.

ناصر مسعودی در سال 1343 بنا به پیشنهاد مرحوم استاد روح اله خالقی به اتفاق آقایان استاد مهدی خالدی ، فرهنگ شریف ، جهانگیر ملک ، در چهارچوب مبادلات فرهنگی و هنری سفری به شوروی سابق داشت و در سال 1352 نیز سفری به آمریکا جهت شناساندن و معرفی موسیقی اصیل ایران به مردم آن سامان و دو سفر به پاکستان و یکبار به آلمان که ضمن اجرای موسیقی سنتی، برنامه هایی در موسیقی محلی نیز اجرا کرد.

از او در 50 سال فعالیت هنری بیش از 500 ترانه بجا مانده که بیش از 200 آهنگ فارسی و سنتی 15 برگ سبز و 10 شاخه گل و بیش از 250 ترانه محلی گیلک می باشد.

ناصر در مورد هنرمندان سرزمین گیلان زادگاه خود می گوید: « به “فریدون پوررضا”، “زیباکناری”، “منصور زمانی”، “فرامرز دعایی”، و از پیش کسوتان به “مهندس احمد عاشورپور” که صدایی گرم دارد علاقه دارم و همچنین آقایان “تقی پور”، “باقر اسکویی، “سعید امیررحمت”، که هر کدام آهنگی زیبا و در خور توجه برایم ساخته اند و “مسعود آجلی” که بیش از 8 آهنگ مردمی برایم ساخت، نظیر: « میر علی چوپان »، « ایشااله »، « لیلای من »، « طفل دبستونی» و… که از اقبال عمومی برخوردار شدند. و ضمن ارادت به تمام شعرا به « نوذر پرنگ » ارادتی خاص دارم.

توافقی
شهرام حقیقت دوست

شهرام حقیقت دوست متولد 27 اسفند 1351 در رشت، بازیگر مرد ایرانیست است فارغ التحصیل لیسانس

رشته تئاتر از دانشگاه آزاد می باشد که از تئاتر شروع کرد تا اینکه با سریال خط قرمز به اوج شهرت رسید.

کنار شهاب حسینی

قبل از ورود به دانشگاه و تحصیل آکادمیک مدتی در آموزشگاه حمید سمندریان در کنار شهاب حسینی مشغول آموزش اصول اولیه بازیگری شد

به سمت تلویزیون

با نمایش پسر کاروان در سال 1373 وقتی 22 ساله بود بروی صحنه رفت تا اینکه یک سال بعد در سال 74 با سریال مهر خوبان بازی در جلوی دوربین را تجربه کرد

سینما

سال 1376 اولین تجربه سینمایی اش حضوری کوتاه در فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی بود که او را در معرض توجهات قرار داد

توافقی
شاپور جفرودی

زنده ياد شاپور جفرودي، هنرمند، شاعر، ترانه سرا،آهنگساز، بازيگر تئاتر و خواننده سرشناس موسيقی محلی گيلان در سال 1307 در شهرستان رشت بدنيا آمد و به  مدت سی سال در تهران زندگی كرد.

نامبرده فعاليت هنري خود را از سال 1330 در تئاتر گيلان آغاز نمود و يكي از بنيان گزاران تئاتر گيلان بوده و افتتاح راديو رشت با صداي او همراه با اركستر ارتش آن زمان آغاز گرديد. پس از مراجعت به تهران با همكاري راديو ايران و اركستر بزرگ راديو   ايران به سرپرستي استاد مرتضي حنانه، استاد حبيب اله بديعي، استاد  فخرالديني و استاد ياحقي و استاد انوشيروان روحاني و ديگر اساتيد آن زمان و  همكاري با شاعراني چون بيژن ترقي، جنتي عطايي، شهدي لنگرودی و تورج  نگهبان بيش از 90 ترانه به زبانهاي فارسی و محلی اجرا نموده و همراه با هنرمندان

سرشناسي چون بانو شمس، ناصر مسعودي، استاد عليزاده و استاد فروزانفر و ديگر هنرمندان به فعاليت هنري پرداخته است.

مرحوم جفرودي همزمان با فعاليت هنري در بانك رهني (مسكن) و وزارت فرهنگ )ارشاد فعلی) تهران مشغول به تدريس بوده و در سال 1354 پس از بازنشستگي به  رشت بمدت 2 سال با راديو تلويزيون مركز رشت فعاليت مستمر داشت و مجددا به تهران عزيمت نمود و بمدت 26 سال در كنار همسر خود بدون هيچگونه فعاليت هنري در خلوت خود زندگي مي كرد. ثمره ازدواج آن مرحوم چهار فرزند مي باشد.

اشعار و ترانه هاي اين هنرمند بدليل غناي فولكلوريك و ريتم اصيل گيلكي ضرب المثل و ورد زبان مردم گيلان شده است.

از اشعار معروف اين هنرمند مي توان به ترانه هاي در زندي – قديمي رشتيجان مريم – آخدا – ماهي – چيني ام – من گم تو بيشمار – عجب گيلان قشنگهكاروان عشق و لالايي و ……… نام برد.

زنده ياد شاپور جفرودی در سحرگاه روز چهارشنبه مورخه 13 خرداد 1383 در منزل  خود واقع در تهران دار فاني را وداع گفت.

آرامگاه اين هنرمند در امامزاده طاهر كرج در جوار مقبره استاد بنان، استاد حنانه، استاد شاملو، تجويدی، دلكش، آغاسی، پوران، امير ناصر افتتاح و ديگر هنرمندان می باشد.

توافقی
ساقی زینتی

ساقی زینتی متولد 1349 از بازیگران زن گیلانی متولد رشت بازیگر – کار آفرین و مشاور است.
بازیگری رو خیلی دوست داشت اما پدرش سرسخت بود و به شدت مخالف بعد از اینکه در سال 1370 دیپلم اش را گرفت قرار بود فیلم مخمصصه در رشت ساخته شود که از طریق آگهی متوجه جذب نیرو در رشته بازیگری، خیاطی و منشی صحنه میشود او به نیت خیاطی می رود اما کارگردان از او میخواهد تست بازیگری بدهد او قبول میشود و پایش به عرصه بازیگر باز میشود.
به خواست پدرش تا مقطع ارشد درسش رو ادامه داده و فوق لیسانس ریاضی دارد.
او خودش را مشاور تخصصی herbal tea نیز معرفی میکند.
ساقی زینتی متاهل و دارای یک فرزند دختر 14 ساله بنامه سارینا صابری است که او هم مثل مادر راهی بازیگری رو پیش گرفته و در چند تله فیلم نیز ایفای نقش کرده است.
او حضور فعالی در سینما و تلویزیون دارد این بازیگر با مجموعه دنیای شیرین در بین مردم شناخت شد و سپس در سریال پس از باران توانست جایگاه خود بعنوان بازیگر رو ثابت نگه دارد.
معیارش برای بازیگری
به نظر من برای بازیگر نوع نقشش نباید مهم باشد بلکه با کارگردانی که کار می کنی مهم است که چقدر محدودت نکند و اجازه بازی داشته باشی از طرفی متأسفانه در شغل ماه امنیت شغلی وجود ندارد و گاه برای بازیگر امکان پذیرفتن آنچه که خواسته خودش است خیلی میسر نمی باشد.
من از طریق تجربه بازیگری را آموختم و همیشه سعی کردم که مدام تحقیق و مطالعه کنم و زمانی که نقشش به من واگذار می شود بی تفاوت از کنار اجرای آن نگذرم.

توافقی
ملکه رنجبر

ملکه رنجبر در تاریخ 10 شهریور سال 1317 در شهر رشت به دنیا آمد. پدر و مادرش اصالتا گرجستانی هستند. پدرش عبادالله رنجبر از جمله اولین پایه گذاران تئاتر بوده است که در دوران رژیم پهلوی به دلیل اجرای تئاتری سیاسی به همدان تبعید شد.

به همین دلیل خانم رنجبر تحصیلات خودش را تا سوم متوسطه در رشت و همدان ادامه داد و پس از آن شروع به آموزش بازیگری نزد پدرش نمود.

آغاز فعالیت هنری ملکه رنجبر

ملکه رنجبر در سن شش سالگی برای اولین بار روی صحنه رفت و در نمایش بینوایان نقش کوزت را بازی کرد. او در سن 10 سالگی به تهران رفت و در تئاتر سعدی بازیگری اش را ادامه داد. ملکه رنجبر از همان ابتدای افتتاح تلویزیون به اجرای برنامه های زنده پرداخت و در 18 سالگی همکاری اش با رادیو را آغاز کرد.

خانواده ملکه رنجبر

خانم رنجبر در شیراز با همسرش آشنا شده است اما متاسفانه ایشان بعد از ازدواج خیلی زود از دنیا می روند. او یک پسر به نام فریبرز دارد که تحصیل کرده انگلستان است و علاقه بسیار زیادی به مادرش دارد. تنها نوه او لیلی نام دارد که ساکن انگلستان است.

ملکه رنجبر بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون عصر پنجشنبه 8 اسفند 1398 دار فانی را وداع گفت.

توافقی
مینا وحید

مینا وحید زاده 17 مرداد 1366 رشت دارای مدرک کارشناسی ارشد تئاتر و بازیگر سینما و تلویزیون ایران است. شهرت او در سینما با فیلم دوران عاشقی به کارگردانی علیرضا رئیسیان رقم خورد فیلمی که کاندیدای ده سیمرغ بلورین از جشنواره فجر شد. او در سریال شهرزاد هم بازی کرده‌است. دیگر نقش‌های مینا وحید در فیلم‌هایی مثل کفشهایم کو؟ (کیومرث پوراحمد) و هایلایت شکل گرفت. او در سریال بانوی عمارت که از شبکه سه سیما پخش می شود نقش جواهر را بر عهده دارد .

مینا وحید درخصوص علت قوی و درست وارد شدنش در سینما گفت :

من فوق لیسانس تئاتر هستم و قبل از این که چهره شوم، درس می خواندم، تئاتر کار می کردم و صبر می کردم.

وی در مورد ترس از موفق نشدن در این راه گفت :

هنوز هم می ترسم. این ترس یکی از لذت های بازیگری است؛ چون ممکن است پس از هر کار خوبی که بازی می کنی، دیگر پیشنهاد خوبی نداشته باشی. ولی این هم جزو لذت های این کار است و اگر بترسی و صبر نکنی، اشتباه کرده ای و تبدیل به کسی خواهی شد که در کارهای نا مناسب بازی می کند.

توافقی
نعیمه نظام دوست

نعیمه نظام‌دوست زاده 23 آبان 1353 از بازیگران زن گیلانی معروف متولد در شهر رشت است.

نعیمه نظام‌دوست دارای دیپلم علوم تجربی است و اصالتا گیلک و اهل گیلان می‌باشد او از سال 1370 کار بازیگری را در گروه‌های آزاد تئاتر آغاز کرد، سپس در مجموعه نوروز 72 بازی کرد. نظام‌دوست به‌طور حرفه‌ای با ساعت خوش و در سال 1373 وارد عرصه بازیگری شد.
چهار خواهر دارد که خودش فرزند سوم خانواده است به غیر از او کسی در خانواده شان کار هنری نکرده پدرش چند سال پیش فوت کرده در سینما دوستان زیادی از جمله ماه چهره خلیلی، لیلا اوتادی، الناز شاکردوست و لیدا عباسی را دارد.
در سال 1374 با برنامه ساعت خوش به‌طور حرفه در سریال‌ها و فیلم‌ها شروع به بازی کرد.

چهار خواهر دارد که خودش فرزند سوم خانواده است به غیر از او کسی در خانواده شان کار هنری نکرده و پدرش چند سال پیش فوت کرده است وی تا کنون ازدواج نکرده است و مجرد است.در سینما دوستان زیادی از جمله ماه چهره خلیلی، مریم امیرجلالی، الناز شاکردوست و لیدا عباسی را دارد.او در مورد خودش اینگونه می گوید:
در دوران نوجوانی بیشتر عصبانی بودم تا خوشحال یعنی دوران بلوغ عصبانی ای داشتم چون شرایط و فضای زمانه من را عصبی می کرد با اینکه بدآموزی دارد اما مدرسه را زیاد دوست نداشتم (باخنده) نمی توانم دروغ بگویم، دوست دارم آدم ها با واقعیت ما آشنا شوند.من خیلی شر بودم یعنی بیشتر پسر بودم تا دختر و بیشتر پسرانه زندگی می کردم.

توافقی
آذر اندامی

متولد: 1305 شمسی در ساغری سازان رشت

متوفای: 28 مرداد سال 1363 شمسی

حرفه و تخصص: پزشک و باکتری‌ شناس ایرانی، مخترع واکسن وبا و پژوهشگر انستیتو پاستور ایران

شهرت: نام گذاری حفره ای در سیاره زهره (ناهید) به نام اندامی در اتحادیه بین المللی ستاره شناسی (IAU) shg 1992 alsd

 

توافقی
محمد نوری

محمد نوری (زادهٔ 1 دی 1308 در رشت – درگذشتهٔ 9 مرداد 1389 در تهران) آموزگار آواز و خواننده ایرانی بود. از برترین و مشهورترین آهنگ‌های وی می‌توان به جان مریم، کهکشان عشق سرزمین محبوب من و ایران ایران اشاره کرد.

توافقی
فریده لاشایی

فریده لاشایی (زاده 1323 خورشیدی - درگذشت 6 اسفند 1391) نقاش نوگرای، نویسنده و مترجم ایرانی. او را به پرده‌های انتزاعی معاصرش می‌شناسند. مهمترین کتاب او رمان شال بامو است و از دیگر آثارش می‌توان به ترجمه «‌ نجواهای شبانه» ناتالیا گینزبورگ و «‌گل‌های هیروشیما» از ادیتا موریس اشاره کرد. ناصر تقوایی قصد داشت فیلمی دربارهٔ زندگی و آثار او بسازد که با فوت فریده لاشایی این پروژه متوقف شد.

توافقی
ابوالحسن ابتهاج

ابوالحسن ابتهاج (8 آذر 1278 رشت – 6 اسفند 1377 لندن) پایه‌گذار اصلی برنامه‌ریزی توسعه در ایران که در فاصله سالهای 1333 تا 1337 مدیر عامل سازمان برنامه بود. او همچنین از دی ماه 1320 به مدت هفت سال مدیرعامل بانک ملی ایران بود.

توافقی
میر احمد ثاراللهی

میر احمد ثاراللهی (متولد 29 فروردین 1284، در رشت، استان گیلان)، متخلص به ثاری شاعر ایرانی است.

توافقی
هوشنگ ابتهاج

امیر هوشنگ ابتهاج روز یکشنبه 6 اسفند 1306 در رشت متولد شد. پدرش «آقاخان ابتهاج» از مردان سرشناس رشت و مدتی رئیس بیمارستان پورسینای این شهر بود.در اصل، خانواده او از تفرش بوده‌اند که به دلیل مشاغل اداری و دیوانی درسال‌های بسیار دور به گیلان مهاجرت کردند.پدربزرگ او یعنی «ابراهیم ابتهاج الملک» گرگانی و مادربزرگش رشتی بود. پدربزرگش مسئول گمرک بود و در زمان تسلط جنگلی‌ها بر جنگل توسط یکی از آنها، یا به روایتی توسط یکی از کشاورزانش، کشته می‌شود.برادران ابتهاج یعنی غلامحسین ابتهاج، ابوالحسن ابتهاج و احمدعلی ابتهاج، عموهای امیرهوشنگ هستند.هوشنگ ابتهاج دوره تحصیلات دبستان را در رشت و دبیرستان را در تهران گذراند و در همین دوران اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه‌ها منتشر کرد.از مهم‌ترین آثار هوشنگ ابتهاج تصحیح او از غزل‌های حافظ است که با عنوان «حافظ به سعی سایه» نخستین بار در 1372 توسط نشر کارنامه به‌چاپ رسید و بار دیگر با تجدیدنظر و تصحیحات تازه منتشر شد. سایه سال‌های زیادی را صرف پژوهش و حافظ‌شناسی کرده که این کتاب حاصل تمام آن زحمت‌هاست که سایه در مقدمه آن را به همسرش پیشکش کرده‌است.در تاریخ 10 مهر 1395 بیست و سومین جایزهٔ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار یزدی در باغ موقوفات دکتر افشار به انتخاب اعضای هیئت گزینش جایزهٔ این بنیاد به هوشنگ ابتهاج اهدا شد.در تاریخ پنجشنبه 12 مهر 1397 در مراسم پایانی ششمین «جشنواره بین‌المللی هنر برای صلح»، نشان عالی «هنر برای صلح» به هوشنگ ابتهاج و 3 هنرمند دیگر اهداء شد.

توافقی
کامبیز حسینی

کامبیز حسینی روز دهم مرداد سال 1354 در شهر رشت متولد شد و در همان شهر و مشهد بزرگ شد. او در ده سالگی به‌مدت سه سال در برنامهٔ رادیویی غنچه‌های انقلاب اسلامی حضور داشت. وی تحصیلاتش را در رشتهٔ تئاتر و بازیگری در ایران و ایالات متحدهٔ آمریکا ادامه داد. او اکنون به بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در تئاتر و رادیو و تلویزیون مشغول است.

توافقی
محمد قوچانی

محمد قوچانی (زاده 31 شهریور 1355 در رشت) روزنامه‌نگار اهل ایران و صاحب امتیاز ، مدیرمسوول و سردبیر مجله ی آگاهی نو است. او در کارنامه ی مطبوعاتی خود عضو تحریریه نشریه عصر ما (ارگان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در دهه هفتاد) ، معاون سردبیر روزنامه همشهری در سالهای 1379 تا 1382 و بنیانگذار مجله همشهری ماه ، سردبیر روزنامه های شرق، هم میهن ، اعتماد ملی ، آسمان ، مردم امروز و سازندگی و سردبیر مجلات ،همشهری ماه ، صدا ، مهرنامه و سیاست نامه بوده و هم اکنون صاحب امتیاز ، مدیرمسوول و سردبیر مجله آگاهی نو است. او همچنین عضو شورای مرکزی و معاون کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی ایران است.قوچانی با مریم باقی فرزند عمادالدین باقی ازدواج کرده است و دو فرزند به نام‌های حافظ و ایران دارد. قوچانی به عنوان رکورددار توقیف روزنامه در ایران شناخته می‌شود.

توافقی
آیدین آغداشلو

آیدین آغداشلو (زادۀ 8 آبان 1319) نقاش، گرافیست، نویسنده و منتقد فیلم ایرانی است. سبک آغداشلو روش ریزه کاری و «استادکاری» در نقاشی کلاسیک را پیگیری کرد. او در مراسمی که سال 1394 در سفارت فرانسه در ایران برگزار شد، نشان هنر و ادب شوالیه فرانسه را دریافت کرد.او مدتی از مدیران موزه هنرهای معاصر تهران و موزه رضا عباسی بود. آغداشلو تاکنون تنها دو بار در ایران نمایشگاه فردی برگزار کرده‌است؛ نخستین آن در سال 1354 در انجمن ایران و آمریکا در تهران بود و دومین بار در آبان 1393 در گالری اثر. او همچنین نوشته‌هایی در نقد هنری و سینمایی، پژوهش‌های تاریخ هنر، و سفرنامه انجام داده‌است. پس از انقلاب 1357 ایران آغداشلو برای مدتی بیکار بود ولی سال 1358 به کار گرافیک روی آورد و بعداً در سال‌های آغازین دهه 1360، برای دو فیلم تاریخچه خط و کارگاه‌های سنتی برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی تحقیق کرد و فیلمنامه نوشت و کلاس‌های نقاشی راه انداخت. در 1362، وی در ساختن مجموعه «به سوی سیمرغ» دربارهٔ تاریخ نقاشی ایران از آغاز تا سده چهاردهم قمری با صدا و سیما همکاری داشت.

توافقی
ابراهیم پور داوود

ابراهیم پورداوود (زادهٔ 20 بهمن 1264، رشت – مرگ 26 آبان 1347، تهران) ایران‌شناس معاصر، اوستاشناس، نخستین مترجم فارسی اوستا و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران بود.

توافقی
یونس استادسرایی (میرزا کوچک خان جنگلی)

میرزا یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در سال 1257 ه‍.ش در محله قدیمی استادسرا شهر رشت در خانواده‌ای متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود. وی سنین آغاز عمر را در مدرسه علمیه حاج حسن (صالح آباد) و مدرسهٔ جامع شهر رشت به آموختن صرف و نحو و تحصیلات دینی گذرانید. پس از آن به قزوین رفته و در مدرسهٔ صالحیه تحصیل دروس حوزوی را ادامه داد و چندی هم در مدرسهٔ محمودیهٔ تهران به همین منظور اقامت گزید. پایه آموزش حوزوی می‌توانست وی را در سلک روحانیان درآورَد، اما حوادث و انقلابات کشور مسیر افکارش را تغییر داد و او را به راهی دیگر کشاند. میرزا کوچک‌خان دارای دو خواهر به نام‌های کربلایی خانم و سارا خانم و دو برادر به نام‌های میرزا محمدعلی خان و میرزا رحیم خان بود، که هر دو بعد از میرزا وفات یافتند. بنا به گفتهٔ اطرافیان، میرزا مردی قوی بنیه، زاغ چشم و دارای سیمایی متبسم بود و از نظر اجتماعی مردی باادب، فروتن، خوش‌برخورد، مؤمن به اصول اخلاقی، صریح‌اللهجه، طرفدار عدل و آزادی و حامی مظلومان بود. میرزا کوچک‌خان اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری می‌کرد. میرزا در سنین آخر عمر همسری برگزید. در پایان آبان 1300 قوای قزاق دولتی رضا خان سردار سپه با اتحاد با نیروهای تسلیم شده خالو قربان، سیدجلال چمنی، کربلایی نقره آلیانی و همچنین خوانین محلی سردار مقتدر تالش، میرزا یوسف خان شفتی؛ همگی از فرصت استفاده کرده و طی حملات متعدد، نیروهای جنگل را در جنگل های آلیان وادار به عقب‌نشینی کردند که بعضی از سران تسلیم یا مخفی شدند. میرزا بعد از ده روز پنهان شدن نهایتاً همراه با تنها یار وفادارش، گائوک آلمانی معروف به هوشنگ، جهت رفتن به نزد عظمت خانم فولادلو (حاکم خلخال)، که همیشه از میرزا حمایت می‌کرد، به طرف کوه‌های تالش حرکت کردند، ولی گرفتار بوران و طوفان گردیدند و سرانجام زیر فشار سرما و برف در روز جمعه 11 آذر 1300، درحالی که میرزا، هوشنگ را به کول گرفته‌بود، از پای درآمد.خبر درگذشت میرزا به گوش محمدخان سالارشجاع برادر امیر مقتدر طالش که از بدخواهان میرزا بود، رسید. نامبرده به همراه شماری تفنگچی به خانقاه گیلوان خلخال رفت و اهالی را از دفن اجساد منع کرد. سپس دستور داد یکی از همراه وی به نام رضا اسکستانی از اهالی روستای اسکستان خلخال، سر یخ زده میرزا را از بدنش جدا کند. محمدخان سپس سر را نزد برادرش امیر مقتدر در ماسال و از آن‌جا به رشت برده و تسلیم فرماندهان نظامی‌کرد. جسد بدون سر میرزا کوچک خان در میان زاری و شیون مردم در گورستان دهکده به خاک سپرده شد. سر میرزا کوچک‌خان را در مجاورت سربازخانه رشت، در جایی که معروف به انبار نفت نوبل است، تا مدت‌ها در معرض تماشای مردم قرار داده و سپس خالو قربان که از یاران سابق میرزا و از هواداران سردار سپه بود، سر میرزا را به تهران، نزد سردار سپه فرستاد. سر میرزا را به دستور سردار سپه در گورستان حسن‌آباد دفن کردند. بعد یکی از یاران قدیمی میرزا به نام کاس آقا حسام سر میرزا را محرمانه از گورکن تحویل و به رشت برده و در محلّی موسوم به سلیمان داراب به خاک سپرد. در شهریور 1320 و هنگام استعفای رضاشاه (حدوداً پس از گذشت بیست سال از مرگ میرزا) آزادی خواهان گیلان قصد داشتند جسد بدون سر میرزا را با تشریفات شایسته از خانقاه خلخال به رشت حمل کنند، ولی مأموران جلوگیری کردند. در نتیجه به جهت پیشگیری از برخورد، جسد میرزا را به‌ طور عادی به رشت حمل و در جوار سر دفن کردند. از آن تاریخ هر سال در روز 11 آذر مراسمی ساده در محل دفن او در سلیمان داراب رشت برگزار می‌شود. 

توافقی
حمیده خیرآبادی

حمیده خیرآبادی زاده 30 آذر 1303 در شهر رشت است. او مادر ثریا قاسمی دیگر بازیگر سینمای ایران است. نام هنری او نادره و لقب او مادر سینمای ایران بود. او پس از گرفتن دیپلم در سال 1326 وارد تئاتر و در سال 1332 با فیلم میهن‌پرست وارد سینما شد. خیرآبادی با آغاز موج نوی سینمای ایران در دهه چهل در بسیاری از آثار کارگردانان مطرحی چون داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی و علی حاتمی بازی کرد. از مهم‌ترین فیلم‌هایی که او در آن‌ها بازی کرده می‌توان به طوقی (علی حاتمی)، رضا موتوری (مسعود کیمیایی)، اجاره نشینها (داریوش مهرجویی)، زرد قناری (رخشان بنی‌اعتماد)، مادر (علی حاتمی)، ریحانه (علیرضا رئیسیان)، بانو (داریوش مهرجویی) و شیرین (عباس کیارستمی) اشاره کرد. او سه بار کاندیدای سیمرغ بلورین جشنواره فجر شد. از جمله سریال‌های خیرآبادی می‌توان آپارتمان، پدرسالار و خانه سبز (مجموعه تلویزیونی) را نام بردخیرآبادی در طول فعالیتهای هنری خود، بیش از 150 فیلم و سریال را در کارنامه خود داشت که از این نظر میان بازیگران ایرانی رکورددار بود.وی در بامداد 31 فروردین 1389 در سن 85 سالگی و به علت کهولت سن درگذشت وی در قطعه 66 ردیف 69 شماره 62 بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

توافقی
معصومه سیحون

معصومه نوشین در سال 1313 در شهر رشت چشم به جهان گشود. سالهای کودکی را در رشت و شاهی (قائم‌شهر کنونی) گذراند.پدرش کارمند راه‌آهن بود و مدتی به شهر اهواز منتقل شد. بدین ترتیب معصومه نیز چندسالی در آنجا زندگی کرد. او به گفته خودش دانش‌آموز درس‌خوانی نبود و اما از کودکی به نقاشی علاقه‌مند بود، و به یاد نمی‌آورد که چرا و چگونه با نقاشی آشنا شد. در دوره دبستان در اهواز گاهی برای معلم‌ها نقاشی سفارشی می‌کشید.پس از ده سال زندگی در اهواز، خانواده نوشین به تهران نقل مکان کردند و او سالهای پایانی دبیرستان را در تهران گذراند. خانواده‌اش دوست داشتند پزشک شود اما او در سال 1335 در کنکور دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران در رشته نقاشی پذیرفته شد.او در دانشگاه با هوشنگ سیحون آشنا شد که در آن دوران ریاست دانشکده را بر عهده داشت. چندی پس از این آشنایی، معصومه نوشین و هوشنگ سیحون با هم ازدواج کردند. پس از آن نام او «معصومه سیحون» شد و تا پایان عمر به همین نام شناخته می‌شد.معصومه سیحون روز 31 اردیبهشت 1389 در تهران درگذشت و در بهشت سکینه به خاک سپرده شد.

توافقی
فرخ لقاء هوشمند

او در سال 1307 در رشت به دنیا آمد. بازی در تئاتر را از سال 1324 تا سال 1335 در گیلان و سپس در تهران تا سال 1342 آغاز و بازی در سینما را سال 1336 با ایفای نقش کوتاهی در «نردبان ترقی»، با همکاری «پرویز خطیبی» آغاز کرد. او در تاریخ 22 تیر 1388 پس از 32 روز بستری درگذشت.

توافقی
حسین سمیعی

متولد: 1253 شمسی در رشت
متوفای: 1332 شمسی در تهران و در سن 79 سالگی
مکان قبر: قبرستان ابن بابویه و در مقبره خانوادگی
لقب: ادیب السلطنه
مناصب: استاندار، دولت‌مرد (سفیر، معاون وزیر، وزیر، معاون نخست وزیر و…)، نماینده مجلس، سناتور، رییس سازمان پیش آهنگی، رییس فرهنگستان ایران
آثار: دیوان 1ـ اشعار عطا، 2ـ آیین نگارش، 3ـ خاطرات سفر مهاجرت

توافقی
محمود نامجوی

متولد: 1297 شمسی در محله استادسرای رشت
متوفای: 30 دی ماه 1368 شمسی در تهران
منصب: 1ـ وزنه بردار پرافتخار و نام دار تاریخ ایران، 2ـ کشتی گیر، 3ـ بدن سازی(زیبایی اندام)، 4ـ ژیمناستیک، 5ـ ورزش زورخانه ای.
القاب ورزشی: اولین ایرانی دارنده مدال طلای جهان در سال 1949 میلادی

توافقی
سید محمدامیر خاتمی

متولد: 1297 شمسی در رشت
متوفای: 21 شهریور سال 1354 شمسی در اندیمشک به دلیل سانحه پرواز تفریحی با کایت و جسد او در مقبره رضا شاه قاجار مدفون شد.(که البته، الآن به صورت مقبره نبوده و یک قبر ساده است.)
منصب: فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی ایران
درجه نظامی: در سال 1347 شمسی و در سن 50 سالگی به درجه ارتشبدی نایل گردید.

توافقی
حسن اکبرزاده

پروفسور اکبرزاده در سال 1306 شمسی و در تاریخ سوم فروردین ماه در شهر رشت متولد شد.این پژوهشگر و ریاضیدان ایرانی پس از اتمام دوره ابتدایی و دبیرستان در رشت، با اخذ دیپلم ریاضی با درجه ممتازی وارد دانشگاه تهران شد و تحصیلات دانشگاهی را با اخذ «مدال درجه یک علمی» در ایران به پایان رسانید و برای ادامه تحصیلات به کشور فرانسه سفر کرد. او در دانشگاه سوربن فرانسه مدرک کارشناسی خود را اخذ کرد و در سال 1961 میلادی به اخذ مدرک دکترای علوم ریاضی از این دانشگاه نایل آمد.

توافقی